X
تبلیغات
مروارید عشق

مروارید عشق
یادمان باشد:در خسته ترین ثانیه های عمر هم هنوز رمقی برای انجام دادن کارهای کوچک هست! 

این پست ثابت است

 توجه                                               توجه

  اینجا رو گذاشتم واسه نظرای قشنگتون     

هرجور دوست داری نظر بده 

     بی تو کنار این خاطره ها نشستم دل میخواهد… باور کن! ...    باور                                                

[ چهارشنبه 1391/02/27 ] [ 11:29 ] [ محسن ]

بعد از مرگم بگویید قلبم را جدا از تنم دفن کنند چون دلم هیچ وقت  با من نساخت!!!

[ یکشنبه 1393/01/10 ] [ 9:0 ] [ محسن ]
من به قلبم افتخار می کنم

 

با آن بازی شد !

 

زخمی شد !

  

به آن خیانت شد !

 

سوخت و شکست !



اما به طریقی هنوز کار می کند . .

[ شنبه 1392/12/24 ] [ 8:36 ] [ محسن ]

        
   کسی تولد مرا آیا به خاطرم می آورد


                          برای خاک قلب من گل و شکوفه می خرد؟

                                
    کمی بزرگ میشوم ، تنم جوانه میزند

                                                               فقط دلم یواشکی تو را بهانه می کند

اگرچه با سرودو شعر، دلم پر از چکاوک است


                                        تو خود بگو ، بدون تو تولدم مبارک است؟؟؟؟؟

       




تولدت مبارك ، چه حرف خنده داری

                                    چه فایده داره وقتی تو گل برام نیاری.......

[ پنجشنبه 1392/12/15 ] [ 11:54 ] [ محسن ]

دلیل تنهایی ام را تازه فهمیدم

وقتی محبت کردم و تنها شدم

وقتی که دوست داشتم وتنها شدم

دانستم باید تنهاشد وتنها ماند تا خدا رافهمید

[ سه شنبه 1392/12/06 ] [ 8:47 ] [ محسن ]

آدمای راستگو 

خیلی زود و راحت عاشق میشن!

خیلی راحت احساسشون رو بروز میدن...

خیلی دیر دل میکنن...

خیلی دیر تنهات میذارن...

اما،

وقتی زخمی بشن!

ساکت میشن...

چیزی نمیگن و خیلی راحت میرون...

و دیگه هم بر نمیگردن!

[ سه شنبه 1392/12/06 ] [ 8:46 ] [ محسن ]

 خدا را دوست بدار ...


حداقلش این است که یکی را دوست داری که روزی به او 

می رسی . . .

[ شنبه 1392/12/03 ] [ 11:55 ] [ محسن ]
از سا ختـــــــار دنـــیــــــــااطلاع زیادی ندارمـــــــــ....ولــــــی من هم دوســــت داشتـــــــــمدنیـــــــــــای كســـــــی باشــــــــم...♥♥♥
[ چهارشنبه 1392/11/16 ] [ 18:44 ] [ محسن ]


یک نفر قلب تو را بی سحر و جادو می برد
بی گمان من می شوم بازنده و او می برد
اشک می ریزم و می دانم که چشمان مرا
عاقبت این گریه های بی حد از سو می برد
آنقدر تلخم که هر کس یک نظر میبیندم
ماجرا را راحت از رفتار من بو می برد
من در این فکرم جهان را می شود تغییر داد
عاقبت اما مرا تقدیر از رو می برد
[ جمعه 1392/11/04 ] [ 11:18 ] [ محسن ]

دلم تنگ شده برا روزایی که:


شبا اس میدادی" مال خودمی "


روزا بیست بار اس میدادی" دوست دارم "


ولی قهر میکردم،قبل از اینکه بخوابی اس میدادی" آشتی نکردیمااااااا "


" هنوز قهری "


دلم تنگ شده

[ سه شنبه 1392/10/24 ] [ 18:28 ] [ محسن ]

گاهی شعر سراغم را میگیرد
 
گاهی…
 
هوای تو!
 
فرقی نمیکند…
 
هردو
 
ختم میشوند به
 
دلتنگیه من !

[ یکشنبه 1392/10/15 ] [ 18:30 ] [ محسن ]
بعضی آدم ها را .... نمی شود داشت ....
فقط می شود .... یک جور خاصی .... دوستشان داشت !
بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند...
یا تو برای آن ها !...
اصلا به آخرش فکر نمی
بعضی آدم ها را .... نمی شود داشت ....
فقط می شود .... یک جور خاصی .... دوستشان داشت !
بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند...
یا تو برای آن ها !...
اصلا به آخرش فکر نمی کنی ..
آنها برای اینند که دوستشان بداری ...
آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق !
یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست ...!
این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم
در کنج دلت تا ابد یک جور خاص ... دوست داشته خواهند شد ...!
کنی ..
آنها برای اینند که دوستشان بداری ...
آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق !
یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست ...!
این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم
در کنج دلت تا ابد یک جور خاص ... دوست داشته خواهند شد ...!
[ چهارشنبه 1392/09/13 ] [ 10:24 ] [ محسن ]

از کوچه پس کوچه های قلبم روی خاک کویر تو پرسه میزنم .

به کجا خواهم رفت لمس دست تو خواب نیست پلها شکسته است.

شبها آسمان هم دیگر لالایی نخواهد گفت.

افسوس گهواره ام خالیست.

تو به یاد چه کسی نشسته ای؟

جاده تاریک است و کوچه بنبست.

[ یکشنبه 1392/09/10 ] [ 13:20 ] [ محسن ]
همه ی آدمها بودنشان دلت را گرم نمیکند

و با رفتنشان دلت نمیگیرد

اما بعضی ها فرق دارند

وقتی وارد زندگی ات می شوند همه 

جاهای خالی را پر میکنند

دوست داری همیشه کنارت باشند

از نگاه کردنشان سیر نمیشوی

تعدادشان زیادنیست

این آدمهارا نباید از دست داد

این آدمها دوست داشتنی اند

انگیزه زندگی اند

باید باشند تا آخر

دنیا.......

[ سه شنبه 1392/08/07 ] [ 14:0 ] [ محسن ]
از دست های تو
کارهای خارق العاده ای بر می آید
همانجا که هستی، بمان
اجازه‌ بده شعرها از من برایت بنویسند
اجازه بده برایت بخوانم،
تا چه اندازه‌ از بَدوِ دوست داشتنت
پیراهنِ فصل ها
زیباتر شده است.
 
کنارِ لبانت، کناره می‌گیرم
وَ تمامِ حرف‌های دلم را
از دهان‌ات می‌شنوم
در فاصله‌ی پیشانیِ تو
تا سایه‌ات
جنگلِ سبزی‌ست
که پرنده‌های من
آنجا آرام می‌گیرند.
[ سه شنبه 1392/06/26 ] [ 8:49 ] [ محسن ]

"پنجره خیال "

تا خانه چشمانت راهی نیست ، وقتی که نگاهت را از من دریغ میکنی ... چه بگویم

وقتی که نه تنها چشم هایت را ، بلکه دریچه قلبت را برویم بسته ای ...

اما...

بدان همیشه پشت پنجره "خیالم" برای چشمهایت چون چلچراغی میدرخشد...

بگذار در وجود تو گم شوم و تودر جستجوی من آهسته مرا بخوانی...

و مرا در قلبت پیدا کنی!!!

 

[ جمعه 1392/06/01 ] [ 17:8 ] [ محسن ]

وقتی که دیگر نبود،

من به بودنش نیازمند شدم.


وقتی که دیگر رفت،

من در انتظار آمدنش نشستم.


وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد،

من او را دوست داشتم.


وقتی که او تمام کرد،

من شروع کردم.


وقتی او تمام شد،

من آغاز شدم.


" و چه سخت است تنها متولد شدن،

مثل تنها زندگی کردن،

مثل تنها مردن! "

[ سه شنبه 1392/05/15 ] [ 15:48 ] [ محسن ]

  "ع ش ق"


   واژه ی غریبیست عشق...


   لحظه ای آبادت میسازد، لحظه ای ویران!


   لحظه ای پادشاهی، لحظه ای گدا


   پر است از فراز و نشیب، دوری و نزدیکی


   تضاد و تفاهم، شک و یقین...


   عجیب قدرتمند است و جادو میکند!


   خانه ات آباد، ویرانگر لحظه هایم


   برقرار باشی در دلم تا همیشه


   ای فاتح شبهای با تو بودنم


   ... ای عشق...



براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

[ چهارشنبه 1392/04/26 ] [ 14:50 ] [ محسن ]

من به دنبال توام یکی دیگه دنبال منه 
تو به دنبال کسی هستی که نارو می‌زنه 

ما همه مثل همیم ما همه سرگردونیم 
اونی که عاشقه رو از خودمون می‌رونیم
عشق‌مون کنارمون هست ولی نمی‌دونیم 

اما یه روز میرسه به خودمون برگردیم 
روزی که از همه‌ی آدمکا دل‌سردیم 
قدر لحظه‌های باهم بودن‌و می‌فهمیم 
وقتی که دیر میشه می‌فهمیم چقد بد کردیم 

چی میشه باهم بمونیم خالق افسانه‌ها شیم 
میون رابطه‌هامون دنبال چیزی نباشیم 

کاش بذاریم کینه‌ها از توی قلبامون بره 
از ما که چیزی نمی‌مونه به جز یک خاطره 

عمر ما کوتاه‌تر از اونه که با هم بد بشیم 
کاش بتونیم راه عاشق بودن‌و بلد بشیم 

چی میشه باهم بمونیم خالق افسانه‌ها شیم 
میون رابطه‌هامون دنبال چیزی نباشیم 

ترانه‌سرا: سیامک عباسی

رویایی
[ سه شنبه 1392/03/14 ] [ 11:2 ] [ محسن ]

بايد کمک کنی کمرم را شکسته اند

بالم نمی دهند - پرم را شکسته اند

نه راه پيش مانده برايم نه راه پس

پلهای امن پشت سرم را شکسته اند

هم ریشه های پیر مرا خشک کرده اند

هم شاخ های تازه ترم را شکسته اند

حتی مرا نشان خودم هم نمی دهند

آیینه های دوروبرم را شکسته اند

گلهای قاصدک خبرم را نمی برند

پای همیشه سفرم را شکسته اند

حالا تو نیستی و دهانهای هرزه گو

با سنگ حرف مفت سرم را شکسته اند
[ سه شنبه 1392/02/31 ] [ 17:5 ] [ محسن ]

به مـن قــول بـده....
در تمــام سالهایی که باقــــی مانده
تا ابـد....
مـواظــب خودتـــــــــ باشـــ ......
دیگـــر نیـسـتـم که یادآوری اتــــ کـنَــم!

[ چهارشنبه 1392/02/11 ] [ 10:18 ] [ محسن ]

ميدونم برات عجيبه
اين همه اسرار و خواهش
اين همه خواستن دستات
بدون حتي نوازش
مي دونم خنده داره
واسه تو طلوع دردم
مي گذري از من و ميري
اما باز من بر ميگردم
مي دونم برات عجيبه
من با اين همه غرورم
پيشه همه بديهات
چه جوري بازم صبورم
ميدونم واست سواله
که چرا پيشت حقيرم
دور مي شي ، تورو نبينم
باز سراغ تو ميگيرم
مي دوني چرا هميشه
من بدهکار تو ميشم
وقتي نيستي هم يه جوري
با خيالت راضي ميشم
ميدوني واسه چي از تو
من ميبينم و مي خندم
تا نبيني گريه هامو
هر دو چشمامو ميبندم
چاره اي جز اين ندارم
آخه خون شدي تو رگهام
ميميرم اگه نباشي
بي تو من بد جوري تنهام
ميدونم يه روز ميفهمي
روزي که دنيا رو گشتي
من چه جوري تو رو خواستم
تو چه جور از من گذشتي
چاره اي جز اين ندارم
آخه خون شدي تو رگهام
ميميرم اگه نباشي
بي تو من بد جوري تنهام
ميدونم يه روز ميفهمي
روزي که دنيا رو گشتي
من چه جوري تو رو خواستم
تو چه جور از من گذشتي
----------------------------------
خيلي دوستت دارم        

پس از ديدار تو

همواره شادمان بوده ام ولي دائم در نگراني

نگران اينکه شايد از من نا اميد شوي

نگران اينکه دوستي مان به پايان برسد

نگران اينکه شايد از بودن با من شاد نباشي

نگران اينکه شايد براي تو اتفاقي بيفتد

عاشق تو شده ام

وشايد نگراني فراوان من

به خاطر عشق من به توست

I love you so much

Since I met you

I havebeen so happy

Except that I find

Myself worrying all the time

Worrying that I might disappoint you

Worrying that our relationship might end

Worrying that you might not be happy

Worrying that something might happen to you 

I have fallen in love with you

And I guess I worry so much

Because I care about you so much

 

 

نمي خواهم

نمي خواهم تورا عوض کنم

خود تو بسيار بهتر از من مي داني

چه به صلاح توست.....

نمي خواهم تو نيز مرا عوض کني

از تو مي خواهم من را همان گونه که هستم

بپذيري و به من احترام بگذاري

اين چنين مي توانيم پيوندي استوار

با ريشه در واقعيت و نه در رويا

بنا نهيم

 

I do not want

I do not want to change you

you know whatis best for you

Much better than me

I do not want you to change me

Iwant you to

accept me and respect me

The way i am

In this way we can build

Astrong relationship

Based on relity

rather than a dream

[ پنجشنبه 1392/01/29 ] [ 1:55 ] [ محسن ]

هر چقدر هم که بگویی :


تنهایی خوب است؛

هم من و هم تو میدانیم که:

تنهایی خوب نیست ...

ولی چه میتوان کرد وقتی خوبی نمانده تا به تنهایی ، واژه تنهایی را از تخته سیاه زندگی پاک کند ...

به تنهایی و بدون تو روزگار میگذرانم ؛

ناراحت نباش ، این روزها همه کمکم میکنند باور کنم :

تنهایی خوب است ...

[ یکشنبه 1391/12/27 ] [ 17:13 ] [ محسن ]

وقتی گریه کردم گفتن بچه ای

وقتی خندیدم گفتن دیوانه ای

وقتی جدی بودم گفتن مغروری

وقتی که شوخی کردم گفتن سنگین باش

وقتی حرف زدم گفتن پر حرفی

وقتی ساکت شدم گفتن عاشقی

حالا که عاشقیم میگن گناهه...؟!

حالا من تو این موندم که به چه ساز آنها برقصم آه آه آه از این مردم و روزگار

[ شنبه 1391/10/09 ] [ 13:1 ] [ محسن ]

99669999996669999996699666699666999966699666699 99699999999699999999699666699669966996699666699 99669999999999999996699666699699666699699666699 99666699999999999966666999966699666699699666699 99666666999999996666666699666699666699699666699 99666666669999666666666699666669966996699666699 99666666666996666666666699666666999966669999996

1.) دکمه ctrl + f رو فشار بده

2.) توش عدده 9 رو بنویس

3.) بعد رو دکمه Highlight all.

کلیک کن ...

.

.

.

ببين چي ميشه.

[ چهارشنبه 1391/09/29 ] [ 20:59 ] [ محسن ]
روزگار غریبی است ، جایی برای صداقت نمانده است. دیگر دوره دوست داشتن و محبت کردن
گذشته است. انسان باید بی رحم باشد و دور از انسانیت واقعی خیانت کند و حق کشی ، تا به
او انسان بگویند. ولی باز هم باید زندگی کرد ، باید حقیقت را جویا شد ، باید ماند و صبوری کرد
- به قول آشنایی که مرا گفت : نباید جا زد ، نباید میدان را خالی کرد -
آری ، باید عذاب کشید و فرار نکرد ، حتی اگر ویران شوم
من که مدتهاست ویرانه ام و از ویرانه شدن دوباره هم نمی هراسم
که ویرانه را دیگر بار ویرانه کردن برایم چیزی باشد.
آنقدر باید تحمل کرد و انتظار کشید تا مرگ به عمر و آرزوهای نرسیده خاتمه دهد
تا در دنیایی دیگر به نزد دوزخیان بروم که لااقل در آنجا ریا وجود ندارد
و همه مانند من گناهکار و همه یکرنگ و همه همصدا
که زندگی در آنجا بهتر از زندگی روی زمین است که فصلهایش برایم
فقط پاییز ، پاییز ، پاییز و پاییز می باشند.
[ شنبه 1391/09/25 ] [ 10:34 ] [ محسن ]

دريا، - صبور وسنگين -

مي خواند و مي نوشت

- "... من خواب نيستم !

خاموش اگر نشستم ،

مرداب نيستم !

روزي كه برخروشم و زنجير بگسلم

روشن شود كه آتشم و آب نيستم

******

به چی اعتقاد داری به عشق یا نفرت؟
به چی اعتقاد داری به علم یا ثروت؟
به عشقای قدیمی یا کینه های نو؟
به جیب های خالی؟ یا سینه های پر؟
به چی اعتقاد داری؟ به قطره های بارون؟
یا شاید حتی به سکوت لحظه های آروم
به خنده های یه بچه کوچیک
یا به گریه های یه مرد تو خنده روتین؟
به زندگی خوب توی لحظه های الآن؟
یا به کشتن مردم تو غزه یا که عراق؟
به هوسای کثیف یا نصیحت پیرا؟
به شعارای سفید یا حقیقت سیاه؟
به چی اعتقاد داری؟ به نوح یا که مسیح؟
به علی حسن حسین یا نه تای بعدی؟
به قناری تو قفس یا کلاغای آزاد؟
به خوندن درس یا پول توی بازار؟
ها؟ یه چیزی بوده توی ماها
از بچگی یه چیزی مونده تو نگاها
یه چیزی که دست و پای مارو بسته اون سنته که هنوز روبروی ماهاست
تورو به هرچی اعتقاد داری
تورو به هر کی که بهش اعتماد داری
قسم
ناراحت نشو ازم

[ پنجشنبه 1391/08/11 ] [ 9:54 ] [ محسن ]


خـــــــــــــــــــــدایا!!!!

(به قول یاس)از چی بگمـــــــــــ؟؟؟؟؟



ادامه مطلب
[ سه شنبه 1391/07/25 ] [ 10:53 ] [ محسن ]
این پست کمی فرق میکنی با بقیه برو ببینش



ادامه مطلب
[ سه شنبه 1391/07/25 ] [ 10:52 ] [ محسن ]
نشستم پای مشروب گفتن:بخور بگو:به سلامتی اونی که که دوستش دارم_پیکو به لبم نزدیک  کردم نخوردم ولی گفتم: به سلامتی اونی که که از وجودش نفس میکشم_گفتند:نخوردی؟گفتم: سلامتیشو  توی پاکی میخوام  نه مستی...

[ دوشنبه 1391/07/24 ] [ 12:50 ] [ محسن ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم
با خیال او ولی تنهای تنها میروم
در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی
شاید او حتی بگوید لایق من نیستی
مینویسم من که عمری با خیالت زیستم
گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم .
امکانات وب