مروارید عشق
یادمان باشد:در خسته ترین ثانیه های عمر هم هنوز رمقی برای انجام دادن کارهای کوچک هست! 

این پست ثابت است

 توجه                                               توجه

  اینجا رو گذاشتم واسه نظرای قشنگتون     

هرجور دوست داری نظر بده 

     بی تو کنار این خاطره ها نشستم دل میخواهد… باور کن! ...    باور                                                

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۲/۲۷ ] [ 11:29 ] [ محسن ]
مهم نیست ڪه دیگر بآشـے یآ نه...
 
مهم نیست ڪه دیگر دوسم دآشته بآشـے یآ نه
 
مهم نیست ڪه دیگر مرآ به خآطر بیآورے یآ نه
 
مهم نیست ڪه دیگر تورآ بآ دیگرے میبینم یآ نه
 
مهم اینست ڪه زمآنے که تنهآ میشوے ...
 
زمــآنـے ڪه دلت گرفت 
 
چگونه و با چه رویـےسر به آسماטּ بلند میڪنـے و میگویـے :
 
خدآیا مـטּ ڪه گنآهـے نڪردم !!!
 
 پس چه شد ...
 
 
1399197839545323.jpg
[ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۳۰ ] [ 9:59 ] [ محسن ]

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند
هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند

ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلم
هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند

با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!
موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟

مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است
هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند

اشک می‌فهمد غم افتاده‌ای مثل مرا
چشم تو از این خیانت‌ها فراوان می‌کند

عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
درد بی‌درمان‌شان را مرگ درمان می‌کند

مژگان عباسلو

اشک عاشق عشق مرگ
[ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۴ ] [ 16:42 ] [ محسن ]
در هست و نیست دنیا درد زیاد است درمان زیاد است دردها را درمان است.درد بعضی ها درد بی درمان است گرچه درد برخی ها مرگ است و درمان دیگری ها مرگ اما اما درد عاشقی در میان تمام دردهای عالم دردی است یگانه.همان است که اگر بخواهند برای کسی بدترین نفرین ها را ادا کنند می گویند خدا به درد عاشقی دچارت کنه!عجب دردی است درد که هیچ کاش فقط یک درد کمرشکن و ویرانگر بود کاش مثل هر دردی درمان داشت مثل خستگی خواب داشت مثل تشنگی آب داشت مثل خزان بهار داشت مثل درد بی درمان مرگ داشت.آهای آدما اینها دروغ نیست قصه نیست افسانه نیست داستان شب کودک نیست خیال نیست خواب نیست رویا نیست که آسان بشود از آن گذر کرد.حکایت لیلی و مجنون را که شنیده ای.آن قدر نقل و قول از این حکایت لرزاننده شنیده ام که نمی دانم تنها یک افسانه قدیمی است یا حقیقت ولی یک چیز را خوب می دانم و آن این که هر چه که باشد ریشه در حقیقت یک ماجرا دارد.می دانی که در این حکایت لیلی بی نهایت زشت بود آن قدر زشت که هم قطاران مجنون او را از لیلی نهی می کردند.عشق زشتی زیبایی... نمی شناسد که نمی شناسد.یعنی تو می گویی مجنون بهره دید نداشت ذوق نداشت...مجنون از بهره ها محروم نبود که بهره صد افزون داشت که شد مجنون.دقت کرده ای مجنون را دیوانه معنا می کنند دیوانه لیلی دیوانه درد دیوانه عشق.مجنون شاخ و دم نداشت فرشته نبود آدمی بود مثل همه ماها از بهره ها نه کم داشت نه زیاد زیاد.امان از عشق که مس انسان را زر می کند زری به بهای زندگی به بهای سوز و گداز به بهای نرسیدن به بهای سوختن.راست است که می گویند عشق یعنی آب ماندن در دمای انجماد در هر محیطی عاشق بودن یکرنگ بودن محکم بودن.عشق آن نیست که گر رفت تو هم بروی که گر رفت تو زود فراموش کنی تا به چند زمان سرد شوی دلارام شوی.آن نیست که بگویی من می خواهم فقط من می خواهم این عشق نیست خودخواهی است خودپرستی است.مجنون لب به عشق نگشود حرف از حرف نبرد او در سکوت هولناکش رسوای عشق لیلی شد رسوا رسوا رسوا شد.رسوا شدن کم نیست وجود می خواهد رسوایی عشق همانی که مجنون داشت.عجب حکایتی است رسوایی عشق که ترا از فرش پست به عرش عرشها می برد رسوای عالم می شوی ولی برایت ذره غباری مهم نیست که آبرو نیست.فقط از دنیا یک چیز می خواهی عشقت را هستی ات را زندگی ات را وجودت را داروندارت را نفست را...که گر همان نباشد تو دیگر نیستی نابودی حتی از دنیا و پوچی دنیا پوچی اش را هم نداری زندگی برایت می شود جام درد مرگ همه عالمیان.خداوند چگونه که آزمایش نمی کند من می گویم آزمایش عشق بالاترین آزمایش هاست.خدا یکی را با خوشی می آزماید دیگری را با ناخوشی یکی را با درد یکی را با سلامت یکی را با مصیبت یکی را با نعمت همه را خواهی نخواهی به میدان می آورد ولی امان از میدان عاشقی میدان دلدادگی میدان بلا میدان آتش که باید در آن بسوزی.عشق مقدس است نباید آن را سرسری معنی کرد آن قدر مقدس که به سوگند عشق می گویم عشق را تهی گفتن گناه است باید گفت عشق علیه السلام.عشق دروازه ورودی دارد مجوزش دل پاک شدن برای اوست آن هنگامی است که به همه شرط دروازه اش به رویت گشوده گردد.عشق زبانی نیست که بگویی من عاشقم.عاشقی را دیگران باید در رخسار بینند نه در کلام در رسوایی بینند نه در دلارامی.عشق را باید هم چون شکفتن گل ضعیف در میان برف های زمستانی شکوفا کرد تا میوه بنشاند میوه زندگی میوه تولد میوه وصال.عشق طعم تلخی دارد به تلخی زهرمارهای عالم به تلخی تلخی های عالم به تلخی تمام مصیبت های عالم به تلخی هر آن چه تلخ تر از آن تلخ نیست تلخ چون بایدبایدی در کامیابی نیست ولی من این را به تمامی باور ندارم که سرانجام عشق باید فراغ باشد بلکه می گویم انتظار و حسرت است که عشق را جان می دهد عشق با حسرت می شود عشق حسرت دیدار حسرت وصال.تور بر سر ماهی عروس می کند ماهی را ولی به قیمت نیستی.عشق گلی است که از آمدن خزان می هراسد خزان فراغ خزان غم خزان سردی خزان تنهایی خزان اشک خزان گلوگیر خزان بی بهار زندگی.همه دنیا مال تو نباشه اما همه دنیای تو مال دیگری نباشه همینه که عاشق سر می دهد جان می دهد تا نفسش را از او نستانند.اینها که می گویم در دنیای زیبای خیالات فرشش عرش عرش هاست اما حقیقتی است راستین.درودهای عالمیان بر او باد که می گفت اگه کسی رو دوست داری عاشق اویی با فریاد به او بگو دوستت دارم چرا که قلب ها از ناگفته ها می شکنند چرا که قلب ها از ناگفته ها می شکنند چرا که قلب ها از ناگفته ها می شکنند...این ها همه تنها ذره ای از حکایات دل من بود کاش می تونستم کاش می تونستم کاش می تونستم به او بفهمانم که ...

 

[ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۴ ] [ 16:41 ] [ محسن ]

روزی میــرسَد.

 


بـــی هیــــچ خَبـــَـــری.

 


بــا کولـــــه بــــآر تَنهـــاییـَم.

 


دَـر جـــاده هــای بـی انتهــــای ایـن دنیــای عَجیـــــب.

 


راه خــــواهم افتـــــاد.

 


مَـــن کـــه غَریبـــــم.

 


چـــه فَــــرقی دارد کجـــــای ایـــن دنیــــــا بـاشــــم.

 


همــه جــــای جهــــان تنهـــــایی بــــا مَـــن است .

[ شنبه ۱۳۹۳/۰۷/۱۲ ] [ 8:58 ] [ محسن ]

دلم گرفت از آسمون                  هم از زمین هم از زمون

تو زندگیم چقد غمه                    دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی                        تلخه بهت هر چی بگم

امشب از اون شباست                که من دوباره دیوونه بشم

امشب از اون شباست                که من دلم می خواد داد بزنم

از این همه در به دری                  به لب رسیده جون من

            * به داد من نمی رسه خدای آسمون من*

[ یکشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۲۳ ] [ 18:24 ] [ محسن ]

ﻳﮑــــــــــــــ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺳﮑﻮﺗــــــــــــ !

ﺑﺨــﺎﻃــــﺮِ ﺗﻤــﺎﻡِ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻳــــﻲ ﮐــﻪ ﺩﺭ ﺣـــﺪِ ﻳﮑـــــ ﻓﮑـــﺮ ﻣﺎﻧـــﺪﻧــﺪ !!!

ﺑﺨﺎﻃـــــﺮِ ﺷﺒـــــــ ﻫﺎﻳـــﻲ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻧـــﺪﻭﻩ ﺳﭙﺮﻱ ﻛـــﺮﺩﻳـــﻢ ...

ﺑﺨﺎﻃـــﺮِ ﻗﻠﺒـــﻲ ﮐﻪ ﺯﻳﺮ ﭘﺎﻱ ﮐﺴﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﻟِﻪ ﺷــــﺪ !...

ﺑﻪ ﺧﺎﻃــــﺮِ ﭼﺸﻤﺎﻧـــﻲ ﮐﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﻲﻣﺎﻧﺪﻧــــﺪ !!!

 ﻳﻜــــــــــــــ ﺩﻗﻴﻘــﻪ ﺳﻜﻮﺗـــــــــــ !

 ﺑﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡِ ﮐﺴﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺷـﺎﺩﻱ ﺧــﻮﺩ ﺭﺍ ... ﺑﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘــــــ ﮐﺮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻧــﺪ!!!

 ﺑﺨﺎﻃﺮِ ﺻﺪﺍﻗﺘـــــــ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯ ﻫــﺎ ﻭﺟﻮﺩﺵ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺘــــــ ...

 ﺑﺨﺎﻃـــﺮِ ﻣﺤﺒّﺘــــ ﮐﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺭﺩﺧﻴﺎﻧﺖ ﻭﺍﻗﻊ ﮔﺮﺩﻳـــﺪ !!!

ﻳﮑــــــــــــ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺳﮑﻮﺗـــــــــــــ !!!

 ﺑﻪ ﺧﺎﻃـــﺮِ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﻳــــﻲ ﮐﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺘـــــــ ﮔﻔﺘﻪ ﻧﺸـــﺪ !!!

ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺣﺴﺎﺳﻲ ﮐﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻧﺎﺩﻳــــــﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷــــﺪ .....!

[ یکشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۱۶ ] [ 18:13 ] [ محسن ]

بعضی  وقتا

 

آنقد دلت از یه حرف یا  یه کار میشکنه

 

 

که ...

 

نای اعتراضم نداری ...

 

فقط نگاه میکنی ...

 

و بی صدا ...

 

میشکنی ...

 

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۱۰ ] [ 9:31 ] [ محسن ]

 

آرامش  مرا  که  می بری  انگار

تمام دانه های دلم در عشق تو

خیس می خورد...!

میخواستم ذوب شوم..

در محراب قلبم

آن بالا که می نشینی

می ستایمت که:

تمام زیبایی از توست

و تمام زشتی از من...

و میدانم اگر نیایی و آرامش مرا نبری

دستهای غم مرا خواهد برد...

ای زیباترین "وجود"

تنها تو را میخواهم

و با تو

به ((آرامش)) رسیدن را...!

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۱۰ ] [ 9:24 ] [ محسن ]

ادمک اخر دنیاست بخند

 

ادمک مرگ همین جاست بخند

 

دست خطی که تو را عاشق کرد

 

شوخی کاغذی ماست بخند

 

ادمک خر نشوی گریه کنی

 

زندگی مثل یک رویاست بخند

 

ان خدایی که بزرگش خواندی

 

به خدا مثل تو تنهاست بخند

[ یکشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۰۹ ] [ 17:15 ] [ محسن ]
بعضی وقت ها چیزی می نویسی از دلت
 
برای یک نفر !
 
اما دلت می گیرد ،
 
چشمانت پر از اشک می شود ،
 
قلبت خالی می شود ،
 
وقتی یادت می آید ،
 
همه آن را می خوانند و می پسندند ،
 
جز همان یک نفر …!
[ یکشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۰۹ ] [ 10:56 ] [ محسن ]
حرفهایی هست

بدجور دل میشکنند

بدجور دل می سوزانند

بدجور خراب میکنند

حرفهایی از

نزدیکترین کسانت !

از عزیزترین کسانت

گاهی دلت میخواهد

نزدیک ترین ، آنقدر عزیز نبود

یا اگر بود

کمی بیشـــتر

حواسش

به تاثیر ِحرفهایش بود ...
[ چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۰۵ ] [ 18:0 ] [ محسن ]

همیشه آخر قصه یکی راهی شده رفته 
یکی مبهوته و یاد روزای رفته می‌افته 

نه اون که میره می‌خواد و نه اینکه مونده می‌خنده 
شاید این جوری قسمت بود، چی میشه بی تو آینده 

 

چی میشه بی تو روزایی که هر لحظه‌ش یه دنیا بود 
نمیشه بی تو خندید و نمیشه فکر فردا بود 

تموم لحظه‌هام آهِ خیال با تو بودن شد 
چه روزایی که پژمرد و چه رویایی که پرپر شد 

یه عمره با خودم تنها ولی سخت میشه عادت کرد 
نمیشه رفته باشی تو، نمیشه اینو باور کرد 

خیابونای تاریک و یه از خود بیخود شبگرد 
یه مشت رویای تو خالی، همه دلتنگتن برگرد 

چی میشه بی تو روزایی که هر لحظه‌ش یه دنیا بود 
نمیشه بی تو خندید و نمیشه فکر فردا بود 

تموم لحظه‌هام آهِ خیال با تو بودن شد 
چه روزایی که پژمرد و چه رویایی که پرپر شد 

ترانه‌سرا: رضا میرفخرایی

[ پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۱۶ ] [ 9:4 ] [ محسن ]

چقدر اشتباه میکنند..

چقدر اشتباه میکنند انهایی که میگویند:

مرد باید قد بلند باشد..

چشم و ابرو مشکی باشد..

ته ریش داشته باشد..

پیراهن مردانه بپوشد..

آستینش را کمی تا بزند..

مو های دوسانتی داشته باشد..

و..!!

من که میگویم:

مرد باید با وجود تمام غرورش..

مهربان باشد..

با وجود تمام لجبازی هاش..

وفادار باشد..

باوجود تمام خستگی هایش..

صبور باشد..

با وجود تمام سختی هایش..

عاشق باشد..

مرد باید محکم باشد..

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۰۴/۲۳ ] [ 16:16 ] [ محسن ]
 

ازم پرسیدن حاضری فقط یک دقیقه کنارت باشه اما برای همیشه بمیری!؟

گفتم : آره!

فقط برای یک دقیقه برگرد!

[ سه شنبه ۱۳۹۳/۰۴/۱۷ ] [ 12:17 ] [ محسن ]
یه پسرایی بودن که . . .
صدای خنده هاشون تو خیابون نمیپیچید
شلواراشون نه خیلی براشون بزرگ بود نه خیلی کوچیک
ابروهاشون فابریک خودشون بود
همونایی که نه لکسوز داشتن
نه کمـری...
اما مـرام داشتن
چشمشون همه جا کار نمی کرد
و دنبال موی بلوند و چشم آبی نبودن
پسرایی که موزیکـ های خارجی رو بدون معنی کردن حفظ نمیکردن
پُــــز نمیـــــــدادن
پاتوق شون مهمونی و شیشه و انواع مشروبی جات نبود
آره رفیـق . . .
اونایی که تکیه کلامشون معرفت بود
بی ریا، با خدا، مهـربون و با مسئولیت بودن
آدم میتــونست بهشون تکیه کنه
کنارشـون آرامش داشتن
کنـارش بودی یا نبودی حواسش به بقیه دخترا نبود
و آدم ها رو مثل هـم نمی دیدن
این جور پسرا خیلی مـردن
خیلی تکن، خیلی خاصن ...
خیلی شوخن و جنگولکـ بازی در میـارن
ولی احساس شون قویه
آه که بکشن خدا دنیا رو واسشون زیر و رو میکنه . . .

ولی......

نمیدونم الان کجان

خواستم بگم نبودشون خیلی حس میشه

 

 

به نظرت من اینطوریم؟

[ شنبه ۱۳۹۳/۰۴/۰۷ ] [ 8:28 ] [ محسن ]

حالم خوب است


همه چيز رو به راه است


زندگي در جريان است


راه مي روم...مي خندم...مي گويم


چايم را مي نوشم و سرمست عطرش مي شوم


كتابم را مي خوانم و غرق لذت مي شوم


تنها گاهي هواي چشمانم ابري مي شود


گاهي خورشيد را نمي بينم


صداي پرنده ها را نمي شنوم ....


همه چيز خوب است


من خوبم


زندگي خوب است


روز و روزگار خوب است


تنها گاهي اين دل ديوانه از همه جا بي خبر


هواي نداشته ها مي زند به سرش


تنها گاهي دلم تنگ گذشته ها مي شود


اما خوبم روبه راهم آرامم


حتي اگر تلقيني بيش نباشد .........

[ چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۴/۰۴ ] [ 17:30 ] [ محسن ]

خدا ما رو برای هم نمی خواست

خدا ما رو برای هم نمی‌خواست .. فقط می‌خواست همو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه‌ی ما مال ما نیست .. فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم

تموم لحظه های این تب تلخ .. خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی‌خواست .. خودت دیدی دعامون بی‌اثر بود

 

چه سخته مال هم باشیم و بی‌هم .. می‌بینم میری و می‌بینی میرم
تو وقتی هستی اما دوری از من .. نه میشه زنده باشم نه بمیرم

 نمیگم دلخور از تقدیرم اما .. تو میدونی چقدر دلگیره این عشق
فقط چون دیر باید می‌رسیدیم .. داره رو دست ما می‌میره این عشق

دکتر افشین یداللهی

احسان خواجه امیری تب تلخ تنهایی خدا عشق

 

[ چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۳/۲۱ ] [ 13:32 ] [ محسن ]
کاش


من تو را داشته باشم


و خدا هی بپرسد


دیگر چه؟


بگویم


هیچ!


همین کافیست.

[ شنبه ۱۳۹۳/۰۲/۱۳ ] [ 20:35 ] [ محسن ]

بعد از مرگم بگویید قلبم را جدا از تنم دفن کنند چون دلم هیچ وقت  با من نساخت!!!

[ یکشنبه ۱۳۹۳/۰۱/۱۰ ] [ 9:0 ] [ محسن ]
من به قلبم افتخار می کنم

 

با آن بازی شد !

 

زخمی شد !

  

به آن خیانت شد !

 

سوخت و شکست !



اما به طریقی هنوز کار می کند . .

[ شنبه ۱۳۹۲/۱۲/۲۴ ] [ 8:36 ] [ محسن ]

        
   کسی تولد مرا آیا به خاطرم می آورد


                          برای خاک قلب من گل و شکوفه می خرد؟

                                
    کمی بزرگ میشوم ، تنم جوانه میزند

                                                               فقط دلم یواشکی تو را بهانه می کند

اگرچه با سرودو شعر، دلم پر از چکاوک است


                                        تو خود بگو ، بدون تو تولدم مبارک است؟؟؟؟؟

       




تولدت مبارك ، چه حرف خنده داری

                                    چه فایده داره وقتی تو گل برام نیاری.......

[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۲/۱۵ ] [ 11:54 ] [ محسن ]

دلیل تنهایی ام را تازه فهمیدم

وقتی محبت کردم و تنها شدم

وقتی که دوست داشتم وتنها شدم

دانستم باید تنهاشد وتنها ماند تا خدا رافهمید

[ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۲/۰۶ ] [ 8:47 ] [ محسن ]

آدمای راستگو 

خیلی زود و راحت عاشق میشن!

خیلی راحت احساسشون رو بروز میدن...

خیلی دیر دل میکنن...

خیلی دیر تنهات میذارن...

اما،

وقتی زخمی بشن!

ساکت میشن...

چیزی نمیگن و خیلی راحت میرون...

و دیگه هم بر نمیگردن!

[ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۲/۰۶ ] [ 8:46 ] [ محسن ]

 خدا را دوست بدار ...


حداقلش این است که یکی را دوست داری که روزی به او 

می رسی . . .

[ شنبه ۱۳۹۲/۱۲/۰۳ ] [ 11:55 ] [ محسن ]
از سا ختـــــــار دنـــیــــــــااطلاع زیادی ندارمـــــــــ....ولــــــی من هم دوســــت داشتـــــــــمدنیـــــــــــای كســـــــی باشــــــــم...♥♥♥
[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۶ ] [ 18:44 ] [ محسن ]


یک نفر قلب تو را بی سحر و جادو می برد
بی گمان من می شوم بازنده و او می برد
اشک می ریزم و می دانم که چشمان مرا
عاقبت این گریه های بی حد از سو می برد
آنقدر تلخم که هر کس یک نظر میبیندم
ماجرا را راحت از رفتار من بو می برد
من در این فکرم جهان را می شود تغییر داد
عاقبت اما مرا تقدیر از رو می برد
[ جمعه ۱۳۹۲/۱۱/۰۴ ] [ 11:18 ] [ محسن ]

دلم تنگ شده برا روزایی که:


شبا اس میدادی" مال خودمی "


روزا بیست بار اس میدادی" دوست دارم "


ولی قهر میکردم،قبل از اینکه بخوابی اس میدادی" آشتی نکردیمااااااا "


" هنوز قهری "


دلم تنگ شده

[ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۴ ] [ 18:28 ] [ محسن ]

گاهی شعر سراغم را میگیرد
 
گاهی…
 
هوای تو!
 
فرقی نمیکند…
 
هردو
 
ختم میشوند به
 
دلتنگیه من !

[ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۱۵ ] [ 18:30 ] [ محسن ]
بعضی آدم ها را .... نمی شود داشت ....
فقط می شود .... یک جور خاصی .... دوستشان داشت !
بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند...
یا تو برای آن ها !...
اصلا به آخرش فکر نمی
بعضی آدم ها را .... نمی شود داشت ....
فقط می شود .... یک جور خاصی .... دوستشان داشت !
بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند...
یا تو برای آن ها !...
اصلا به آخرش فکر نمی کنی ..
آنها برای اینند که دوستشان بداری ...
آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق !
یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست ...!
این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم
در کنج دلت تا ابد یک جور خاص ... دوست داشته خواهند شد ...!
کنی ..
آنها برای اینند که دوستشان بداری ...
آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق !
یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست ...!
این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم
در کنج دلت تا ابد یک جور خاص ... دوست داشته خواهند شد ...!
[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۳ ] [ 10:24 ] [ محسن ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم
با خیال او ولی تنهای تنها میروم
در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی
شاید او حتی بگوید لایق من نیستی
مینویسم من که عمری با خیالت زیستم
گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم .
امکانات وب